هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلدادگی به معشوق سخن میگوید. او از احساسات شدید خود، از جمله مستی، سوختن در آتش عشق، و تلاش برای جلب توجه معشوق صحبت میکند. شاعر از درد و رنج عشق و تلاش برای نزدیک شدن به معشوق میگوید و آرزو میکند که بتواند قلب معشوق را به دست آورد.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۵۵۷ - به آن سرم که: سر خود ز می چو مست کنم
به آن سرم که: سر خود ز می چو مست کنم
گذر به کوچهٔ آن ترک میپرست کنم ۱
به خیره سوختنم دست یافت دوست، مگر
به چاره ساختن آن دوست را به دست کنم ۲
به گردن دلم از نو درافگند بندی
از آن کمند چو آهنگ بازرست کنم ۳
دلم به دام بالها در اوفتد چون صید
چو یاد صید که از دام من بجست کنم ۴
هوای قد بلندش مرا چو پست کند
نوای گفتهٔ خود را بلند و پست کنم ۵
دلم به تیر غمش خسته گشت و میخواهم
که جان خود هدف آن کمان و شست کنم ۶
گرم طلب کنی، ای اوحدی، ازان درجوی
که من به خاک سر کوی او نشست کنم ۷
گذر به کوچهٔ آن ترک میپرست کنم ۱
به خیره سوختنم دست یافت دوست، مگر
به چاره ساختن آن دوست را به دست کنم ۲
به گردن دلم از نو درافگند بندی
از آن کمند چو آهنگ بازرست کنم ۳
دلم به دام بالها در اوفتد چون صید
چو یاد صید که از دام من بجست کنم ۴
هوای قد بلندش مرا چو پست کند
نوای گفتهٔ خود را بلند و پست کنم ۵
دلم به تیر غمش خسته گشت و میخواهم
که جان خود هدف آن کمان و شست کنم ۶
گرم طلب کنی، ای اوحدی، ازان درجوی
که من به خاک سر کوی او نشست کنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۵۶ - گر شبی چارهٔ این درد جدایی بکنم
گوهر بعدی:غزل ۵۵۸ - بسیار بد کردی ولی نیکو سرانجامت کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.