هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از رهایی از تعلقات دنیوی و روی آوردن به عشق حقیقی و معنویت سخن می‌گوید. او از کنار گذاشتن ریا، نفس بداندیش، هوس‌ها و تصاویر ناجنس صحبت می‌کند و تأکید می‌کند که تنها یاد خدا در دل او باقی مانده است. شاعر همچنین از تلاش‌های خود برای رسیدن به وصال معنوی و رهایی از دردها و رنج‌های دنیوی می‌گوید.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم خاص عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۵۸۲ - باز قلندر شدیم، خانه بر انداختیم

باز قلندر شدیم، خانه بر انداختیم
عشق نوایی بزد، خرقه در انداختیم ۱

شعله که در سینه بود سوز به دل باز داد
مهر که با زهره بود بر قمر انداختیم ۲

عقل ریا پیشه را خوار بهشتیم زود
نفس بداندیش را در سقر انداختیم ۳

گرک هوس را به عنف دست ببستیم و دم
مرغ هوا را به زجر بال و پر انداختیم ۴

معنی بی‌اصل را نقش بشستیم پاک
صورت ناجنس را از نظر انداختیم ۵

در دل ما هر چه بود، جز هوس و یاد حق
این بستردیم پاک، آن به در انداختیم ۶

زود به خسرو بر این قصهٔ شیرین، که ما:
زحمت فرهاد را از کمر انداختیم ۷

از گل بستان وصل یک دو سه دامن بیار
کان علف تلخ را پیش خر انداختیم ۸

زقهٔ یک مرغ بود، طعمهٔ یک مور گشت
هر چه به ایام بر یک دگر انداختیم ۹

ای که به تشویش ما دست برآورده‌ای
تیغ چرا میکشی؟ چون سپر انداختیم ۱۰

یاد سپاهان میار، هیچ، که ما سرمه‌وار
خاک درش، اوحدی، در بصر انداختیم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۸۱ - ما نور چشم مادر این خاک تیره‌ایم
گوهر بعدی:غزل ۵۸۳ - بندهٔ عشقیم و سالهاست که هستیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.