هوش مصنوعی: این متن شعری است که از زیبایی‌های طبیعت و باغ به عنوان تمثیلی برای بیان مفاهیم عرفانی و فلسفی استفاده می‌کند. شاعر با توصیف باغ و عناصر آن مانند گل‌ها، مرغان و آب، به مفاهیمی مانند گذر عمر، وصل و هجر، و حقیقت وجودی انسان می‌پردازد. در نهایت، شاعر به مخاطب یادآوری می‌کند که همه چیز به ذات الهی بازمی‌گردد و انسان باید به خودشناسی برسد.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، استفاده از تمثیل‌ها و استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۵۹۴ - باغ بسان مصر شد از رخ یوسف سمن

باغ بسان مصر شد از رخ یوسف سمن
گشت روان ز هر طرف آب چو نیل در چمن ۱

جامهٔ توبه زشت شد، وقت کنار کشت شد
بر صفت بهشت شد، باغ، به صد هزار فن ۲

عمر عزیز شد به سر، تخت عزیز گل نگر
بر سر سبزهای تر، در بن شاخ نارون ۳

لاله به موکب صبا، گفت: هزار مرحبا
غنچه خزید در قبا، گل بدرید پیرهن ۴

غلغل مرغ زندخوان، رفت به گوش زندگان
زنده دلی، مکن نهان، روی چو مرده در کفن ۵

ای شده روی زرد دین، هیچ نچیده ورد دین
کی برسی به درد دین؟ جز به صفای درد دن ۶

هرچه بخواستی تویی، و آنچه نکاستی تویی
رو، که به راستی تویی، انجم این دو انجمن ۷

فرع تویی و اصل تو، جنس تویی و فصل تو
هجر تویی و وصل تو، گر برسی به خویشتن ۸

اوحدی، از مکان او مگذر و آستان او
چون شده‌ای از آن او، لاف مزن ز ما و من ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۹۳ - از عشق دوری چون کنم؟ کین عشق مستوری شکن
گوهر بعدی:غزل ۵۹۵ - تخت شاهی دارد آن ترک ختن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.