هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و شیفتگی خود به معشوقی زیبا و رعنایی سخن میگوید که تمام وجودش را تسخیر کرده است. او از شدت عشق و علاقهاش به معشوق میگوید که حتی پس از مرگ نیز وفادار به او خواهد بود. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق چنان سخن میگوید که گویی جهان را تحت تأثیر قرار داده است.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عرفانی در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۵۹۵ - تخت شاهی دارد آن ترک ختن
تخت شاهی دارد آن ترک ختن
کی کند رغبت به درویشی چو من؟ ۱
جان من چون پر شد از سودای او
بعد ازین جانم نگنجد در بدن ۲
پای او بودی جهان را سجدهگاه
گر چنین سروی برستی از چمن ۳
بیرخش روزی نمیبیند دلم
بیلبش کامی نمییابد دهن ۴
گر نبودی چهرهٔ او در نقاب
عذر من روشن شدی بر مرد و زن ۵
جمله او باشم، چو بنشینم به فکر
نام او گویم، چو آیم در سخن ۶
بیخیال او نبودم در قبا
بیوفای او نباشم در کفن ۷
او به رعنایی چنان بر کرده سر
من به تنهایی چنین در داده تن ۸
در غم او،اوحدی، فریاد کن
اوحدی را عشق او بنیاد کن ۹
کی کند رغبت به درویشی چو من؟ ۱
جان من چون پر شد از سودای او
بعد ازین جانم نگنجد در بدن ۲
پای او بودی جهان را سجدهگاه
گر چنین سروی برستی از چمن ۳
بیرخش روزی نمیبیند دلم
بیلبش کامی نمییابد دهن ۴
گر نبودی چهرهٔ او در نقاب
عذر من روشن شدی بر مرد و زن ۵
جمله او باشم، چو بنشینم به فکر
نام او گویم، چو آیم در سخن ۶
بیخیال او نبودم در قبا
بیوفای او نباشم در کفن ۷
او به رعنایی چنان بر کرده سر
من به تنهایی چنین در داده تن ۸
در غم او،اوحدی، فریاد کن
اوحدی را عشق او بنیاد کن ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۴ - باغ بسان مصر شد از رخ یوسف سمن
گوهر بعدی:غزل ۵۹۶ - چو آتشست به گرمی هوای تابستان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.