هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از جدایی و دوری معشوق شکایت میکند و بیان میکند که چگونه این دوری باعث شده تا جهان برایش تنگ شود و احساساتش به شدت تحت تأثیر قرار گیرد. او از آتش هجران و درد جدایی میگوید و از این که معشوق او را فراموش کرده و از او دوری میکند، اظهار ناراحتی میکند. شاعر همچنین به تأثیرات عمیق عشق و جمال معشوق بر زندگی خود اشاره میکند و از این که دیگران نمیتوانند او را درک کنند، شکایت دارد.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۶۴۱ - نگارا، چرا شدی نهان از نهان من؟
نگارا، چرا شدی نهان از نهان من؟
چه کردم که گشتهای جهان از جهان من ۱
به کینم مخای لب، چو آنم که پیش ازین
همی بر نداشتی دهان از دهان من ۲
چو من پر شدم ز تو، ز من پر شد این جهان
به نوعی که تنگ شد مکان از مکان من ۳
چنان در تو گم شدم که: گر جویدم کسی
نیابد به عمرها نشان از نشان من ۴
چو سرمایهٔ دکان مرا در سر تو شد
چرا دور میکنی دکان از دکان من؟ ۵
به گوشت همی رسد که: من میکنم زیان
ولی در تو کی رسد زیان از زیان من؟ ۶
مرا در دل آتشیست نهفته ز هجر تو
که بر میکند کنون زبان از زبان من ۷
چو شد در دلم پدید خبرها، که میشنید
خبرها بسی بود عیان از عیان من ۸
بسی فتنها که گشت پدید از جمال تو
بسی فیضها که شد روان از روان من ۹
مرا در زمین مجوی، مرا از زمان مپرس
که غیرت برد همی زمان از زمان من ۱۰
بخوانند سالها،درین وجد و حالها
سخن کاوحدی کند بیان از بیان من ۱۱
چه کردم که گشتهای جهان از جهان من ۱
به کینم مخای لب، چو آنم که پیش ازین
همی بر نداشتی دهان از دهان من ۲
چو من پر شدم ز تو، ز من پر شد این جهان
به نوعی که تنگ شد مکان از مکان من ۳
چنان در تو گم شدم که: گر جویدم کسی
نیابد به عمرها نشان از نشان من ۴
چو سرمایهٔ دکان مرا در سر تو شد
چرا دور میکنی دکان از دکان من؟ ۵
به گوشت همی رسد که: من میکنم زیان
ولی در تو کی رسد زیان از زیان من؟ ۶
مرا در دل آتشیست نهفته ز هجر تو
که بر میکند کنون زبان از زبان من ۷
چو شد در دلم پدید خبرها، که میشنید
خبرها بسی بود عیان از عیان من ۸
بسی فتنها که گشت پدید از جمال تو
بسی فیضها که شد روان از روان من ۹
مرا در زمین مجوی، مرا از زمان مپرس
که غیرت برد همی زمان از زمان من ۱۰
بخوانند سالها،درین وجد و حالها
سخن کاوحدی کند بیان از بیان من ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۴۰ - دشمن دون گر نگفتی حال من
گوهر بعدی:غزل ۶۴۲ - عشق را فرسودهای باید چو من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.