هوش مصنوعی: یزدگرد، پادشاه ایران، پس از مرگ پسرش فرخ، دچار غم و اندوه شد. او موبدان و اخترشناسان را گرد آورد تا از آینده و زمان مرگ خود آگاه شود. اخترشناسان پیش‌بینی کردند که مرگ او نزدیک است و او به چشمه‌ای به نام «سو» خواهد رفت. یزدگرد سوگند خورد که هرگز به چشمه‌ی سو نرود. با گذشت زمان، یزدگرد بیمار شد و پزشکان نتوانستند او را درمان کنند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و تاریخی است و درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، موضوعاتی مانند مرگ و سرنوشت ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

بخش ۸ - وزان پس غم و شادی یزدگرد

وزان پس غم و شادی یزدگرد
چنان گشت بر پور چون باد ارد ۱

برین نیز چندی زمان برگذشت
به ایران پدر پور فرخ به دشت ۲

ز شاهی پراندیشه شد یزدگرد
ز هر کشوری موبدان کرد گرد ۳

به اخترشناسان بفرمود شاه
که تا کردهر یک به اختر نگاه ۴

که تا کی بود در جهان مرگ اوی
کجا تیره گردد سر و ترگ اوی ۵

چه باشد کجا باشد آن روزگار
که پژمرده گردد گل شهریار ۶

ستاره‌شمر گفت کاین خود مباد
که شاه جهان گیرد از مرگ یاد ۷

چو بخت شهنشاه بدرو شود
از ایدر سوی چشمهٔ سو شود ۸

فراز آورد لشکر و بوق و کوس
به شادی نظاره شود سوی طوس ۹

بر آن جایگه بر بود هوش اوی
چو این راز بگذشت بر گوش اوی ۱۰

ازین دانش ار یادگیری به دست
که این راز در پردهٔ ایزدست ۱۱

چو بشنید زو شاه سوگند خورد
به خراد برزین و خورشید زرد ۱۲

که من چشمهٔ سو نبینم به چشم
نه هنگام شادی نه هنگام خشم ۱۳

برین نیز برگشت گردون سه ماه
زمانه به جوش آمد از خون شاه ۱۴

چو بیدادگر شد شبان با رمه
بدو بازگردد بدیها همه ۱۵

ز بینیش بگشاد یک روز خون
پزشک آمد از هر سوی رهنمون ۱۶

به دارو چو یک هفته بستی پزشک
دگر هفته خون آمدی چون سرشک ۱۷
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۷
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بخش ۷ - چنان بد که یک روز در بزمگاه
گوهر بعدی:بخش ۹ - بدو گفت موبد که ای شهریار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.