هوش مصنوعی:
این متن به توصیف موجودیتی فراتر از مکان، زمان و وجود مادی میپردازد. این موجودیت از تمامی محدودیتهای جهان فیزیکی و ذهنی فراتر است و در عین حال، همه چیز را در بر میگیرد. عشق به عنوان نیرویی توصیف شده که باعث رهایی از خود و جهان میشود. متن همچنین به بینیازی از تفکر و شناخت معمولی اشاره میکند و وجودی را توصیف میکند که از آغاز و پایان زمان فراتر است.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. مفاهیمی مانند فراتر رفتن از مکان و زمان، رهایی از خود و جهان، و بینیازی از تفکر معمولی، برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار و نامفهوم باشد.
غزل ۶۴۸ - ای مکان تو از مکان بیرون
ای مکان تو از مکان بیرون
سر امرت ز کن فکان بیرون ۱
در وجودی و از وجود به در
در جهانی و از جهان بیرون ۲
آسمان و زمین تو داری، تو
از زمین وز آسمان بیرون ۳
فتنهای در میان فگنده ز عشق
خویشتن رفته از میان بیرون ۴
ساعتی نیستی ز دل خالی
نفسی نیستی ز جان بیرون ۵
آن و اینت به فکر چون یابند؟
ای تو از فکر این و آن بیرون ۶
بنشینی و از نشستن خود
بینشانی و از نشان بیرون ۷
آخر و اولی و بودن تو
ز آخر و اول زمان بیرون ۸
چون دل اوحدی زبون تو شد
این سخن رفتش از زبان بیرون ۹
سر امرت ز کن فکان بیرون ۱
در وجودی و از وجود به در
در جهانی و از جهان بیرون ۲
آسمان و زمین تو داری، تو
از زمین وز آسمان بیرون ۳
فتنهای در میان فگنده ز عشق
خویشتن رفته از میان بیرون ۴
ساعتی نیستی ز دل خالی
نفسی نیستی ز جان بیرون ۵
آن و اینت به فکر چون یابند؟
ای تو از فکر این و آن بیرون ۶
بنشینی و از نشستن خود
بینشانی و از نشان بیرون ۷
آخر و اولی و بودن تو
ز آخر و اول زمان بیرون ۸
چون دل اوحدی زبون تو شد
این سخن رفتش از زبان بیرون ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۴۷ - دوست با کاروان کن فیکون
گوهر بعدی:غزل ۶۴۹ - شبت میبینم اندر خواب و میگویم: وصالست این
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.