هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر عاشقانه، از عشق و علاقهی عمیق خود به معشوق سخن میگوید. او از تاریکی شب و روشنی روز به عنوان نمادهایی از غم و شادی یاد میکند و آرزو دارد که حتی خاک شود تا بوی معشوق را حس کند. شاعر وفاداری خود را به معشوق ابراز میکند و بیان میکند که هیچ چیز در دو جهان به اندازهی یک موی معشوق ارزش ندارد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۶۷۷ - ای مدد تیره شب از موی تو
ای مدد تیره شب از موی تو
روز مرا روشنی از روی تو ۱
بر سر آنم که: شوم یک سحر
خاک نسیمی که دهد بوی تو ۲
خاک شوم، تا مگر آرد مرا
باد محبت به سر کوی تو ۳
باز به گوش تو رساند مگر
قصهٔ ما حاجب ابروی تو ۴
برمکن از من به جفا دل، که من
برنکنم خیمه ز پهلوی تو ۵
قیمت وصل تو که داند که: چیست؟
هر دو جهان مینه و یک موی تو ۶
زلف تو در حلق دل اوحدیست
چون نکشد خاطر او سوی تو؟ ۷
روز مرا روشنی از روی تو ۱
بر سر آنم که: شوم یک سحر
خاک نسیمی که دهد بوی تو ۲
خاک شوم، تا مگر آرد مرا
باد محبت به سر کوی تو ۳
باز به گوش تو رساند مگر
قصهٔ ما حاجب ابروی تو ۴
برمکن از من به جفا دل، که من
برنکنم خیمه ز پهلوی تو ۵
قیمت وصل تو که داند که: چیست؟
هر دو جهان مینه و یک موی تو ۶
زلف تو در حلق دل اوحدیست
چون نکشد خاطر او سوی تو؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۷۶ - گر چه زان ما گشتی، سر ما چه دانی تو؟
گوهر بعدی:غزل ۶۷۸ - سوی من شادی نیاید،تا نیایم سوی تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.