هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که از دوری معشوق خود رنج می‌برد. او از سوختن دل و جان خود در آتش هجران می‌گوید و از بی‌تفاوتی معشوق نسبت به حالش شکایت دارد. شاعر از دردها و رنج‌های خود می‌گوید و اینکه حتی سنگ و آهن نیز از حال او متأثر شده‌اند. او از تنهایی و سوختن در آتش عشق سخن می‌گوید و از اینکه معشوقش به حال او توجهی ندارد، اظهار ناراحتی می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌تر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

غزل ۶۹۲ - ای جان من ز هجر تو در تن بسوخته

ای جان من ز هجر تو در تن بسوخته
صد دل ز مهر روی تو بر من بسوخته ۱

سنگین دل تو در همه عمر از طریق مهر
بر حال من نسوخته و آهن بسوخته ۲

هردم ز غصه، چیست نگویی مراد تو؟
زین ناتوان عاشق خرمن بسوخته ۳

بی‌چهرهٔ چو شمع تو در خلوت تنم
دل را چراغ مرده و روغن بسوخته ۴

بر درد و داغ و محنت و اندوه و رنج من
هم مرد خسته گشته و هم زن بسوخته ۵

در مسکنی که این دل مسکین کشیده دم
خرمن به باد داده و مسکن بسوخته ۶

چون اوحدی مرا ز غمت آتش جگر
در آستین گرفته و دامن بسوخته ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۹۱ - آن تیر بالا را ببین: ز ابرو کمانها ساخته
گوهر بعدی:غزل ۶۹۳ - روز عید آن ترک را دیدم پگاه آراسته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.