هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و دلبستگی خود به معشوق سخن میگوید. او از بیتوجهی معشوق به خود شکایت میکند و زیبایی و جذابیت او را ستایش میکند. شاعر همچنین از فداکاری خود در راه عشق و تحمل رنجهای آن صحبت میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری در عشق و تحمل رنجهای آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
غزل ۷۹۳ - برون کردی مرا از دل چو دل با دیگری داری
برون کردی مرا از دل چو دل با دیگری داری
کجا یادآوری از من؟ که از من بهتری داری ۱
چه محتاجی به آرایش؟ که پیش نقش روی تو
کس از حیرت نمیداند که بر تن زیوری داری ۲
من مسکین سری دارم، فدای مهرتست، ار چه
تو صد چون من به هر جایی و هر جایی سری داری ۳
نشاید پر نظر کردن به رویت، کان سعادت را
مبارک ناظری باید، که نیکو منظری داری ۴
نثار تست سیم اشک من، لیکن کجا باشد؟
بر توسیم را قدری، که خود سیمین بری داری ۵
شکایت کردم از جور تو یاران را و گفتندم:
برو بارش به جان میکش، که نازک دلبری داری ۶
چو فرهاد، اوحدی، دانم که روزی بر سر کویت
ببازد جان شیرین را، که شیرین شکری داری ۷
کجا یادآوری از من؟ که از من بهتری داری ۱
چه محتاجی به آرایش؟ که پیش نقش روی تو
کس از حیرت نمیداند که بر تن زیوری داری ۲
من مسکین سری دارم، فدای مهرتست، ار چه
تو صد چون من به هر جایی و هر جایی سری داری ۳
نشاید پر نظر کردن به رویت، کان سعادت را
مبارک ناظری باید، که نیکو منظری داری ۴
نثار تست سیم اشک من، لیکن کجا باشد؟
بر توسیم را قدری، که خود سیمین بری داری ۵
شکایت کردم از جور تو یاران را و گفتندم:
برو بارش به جان میکش، که نازک دلبری داری ۶
چو فرهاد، اوحدی، دانم که روزی بر سر کویت
ببازد جان شیرین را، که شیرین شکری داری ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۹۲ - شب هجرانت، ای دلبر، شب یلداست پنداری
گوهر بعدی:غزل ۷۹۴ - هر به عمری نزد خود روزی به مهمانم بری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.