هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه از اوحدی مراغه‌ای، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از معشوق می‌خواهد که در کنار او باشد، در سختی‌ها یار و غمگسارش شود و در نهایت، یادگاری از خود برای او باقی بگذارد. شعر پر از استعاره‌ها و تشبیهات زیبا است که احساسات عاشقانه و وفاداری را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۸۰۴ - بخت یار ما باشد گر تو یار ما باشی

بخت یار ما باشد گر تو یار ما باشی
از میان بنگریزی، در کنار ما باشی ۱

دل چو در بلا افتد، رحمتی کنی بر دل
غم چو فتنه انگیزد، غمگسار ما باشی ۲

چشمت ار کمان گیرد، پایمرد دل گردی
زلفت ار کمین سازد، دستیار ما باشی ۳

چون به روز هجرانم، رخ ز من نپیچانی
چون شب گریز آید، یار غار ما باشی ۴

خود کجا روا باشد این؟ که ما بدین گونه
از تو دور وآنگهی تو هم در دیار ما باشی ۵

کار دیگران از تو راست گشت صد نوبت
ساعتی چه کم گردد؟ گر بکار ما باشی ۶

جای آشتی بگذار، گر به جنگ می‌آیی
آن چنان مکن کاخر شرمسار ما باشی ۷

زان ما شو، ای دلبر، تا ز دست هجرانت
چون اجل فراز آید، یادگار ما باشی ۸

عارت آید از شوخی با کسی وفا کردن
ترسی از وفاورزی، در شمار ما باشی ۹

اوحدی چو از تو شد آن خویش دان او را
تا چو نام خود گویم افتخار ما باشی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۰۳ - تو از رنگی که بر گردی کجا همرنگ ما باشی؟
گوهر بعدی:غزل ۸۰۵ - ز راه دوستی گفتم: دلم را چاره بر باشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.