هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید و از درد عشق و جدایی شکایت میکند. او از جفاهای معشوق و ناراحتیهای خود میگوید و آرزو میکند که در کنار معشوق بمیرد. همچنین، شاعر از بیقراری و بیپناهی خود در دنیا سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ و جفا ممکن است برای سنین پایینتر نامناسب باشد.
غزل ۸۳۲ - ای تن و اندامت از گل خرمنی
ای تن و اندامت از گل خرمنی
عالمی حسنی تو در پیراهنی ۱
دل که بالای تو و روی تو دید
کی فرود آید به سرو و سوسنی؟ ۲
بیدهان همچو چشم سوزنت
شد جهان بر من چو چشم سوزنی ۳
آنکه ببرید از من بیدل ترا
جان شیرین را جدا کرد از تنی ۴
بر دلم داغ جفا تا کی نهی؟
بار چندین برنتابد گردنی ۵
دوش میگفتی که: پیش من بمیر
گر مجال افتد زهی خوش مردنی! ۶
اوحدی مسکین به گیتی بیرخت
کی قراری داشتی در مسکنی؟ ۷
عالمی حسنی تو در پیراهنی ۱
دل که بالای تو و روی تو دید
کی فرود آید به سرو و سوسنی؟ ۲
بیدهان همچو چشم سوزنت
شد جهان بر من چو چشم سوزنی ۳
آنکه ببرید از من بیدل ترا
جان شیرین را جدا کرد از تنی ۴
بر دلم داغ جفا تا کی نهی؟
بار چندین برنتابد گردنی ۵
دوش میگفتی که: پیش من بمیر
گر مجال افتد زهی خوش مردنی! ۶
اوحدی مسکین به گیتی بیرخت
کی قراری داشتی در مسکنی؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۳۱ - نزدیک یار اگر نه چنین خوار و خردمی
گوهر بعدی:غزل ۸۳۳ - سر بگذرانم از سر گردون به گردنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.