هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و دل‌بستگی به معشوق سخن می‌گوید. او از درد فراق و ناآرامی دل خود می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که به حال او توجه کند. شاعر همچنین از دشمنی دیگران به خاطر عشقش شکایت می‌کند و از معشوق می‌خواهد که از او حمایت کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و دشمنی دیگران ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین و نامفهوم باشد.

غزل ۸۳۳ - سر بگذرانم از سر گردون به گردنی

سر بگذرانم از سر گردون به گردنی
گر بگذرد به خاطر او یاد چون منی ۱

تا در دلم خیال رخ او قرار یافت
مسکین دلم قرار ندارد به مسکنی ۲

میلم به باغ بود، دلم گفت: دیده گیر
سروی نشسته بر لب جویی و سوسنی ۳

گر مرغ زیرکی به هوای دگر مرو
بهتر ز کوی دوست نباشد نشیمنی ۴

ای مدعی، چو خوشه مرا سرزنش مکن
برده به باد عشق اگرت هست خرمنی ۵

وی دل که سینه را سپر غصه کرده‌ای
پیکان عشق را به ازین ساز جوشنی ۶

جانا، به خود نگاه کن و حال ما ببین
گر جان ندیده‌ای که جدا گردد از تنی ۷

یک شهر دشمنند مرا وز بهر تست
گو: جوجرم کنید که بر من به ارزنی ۸

گر داشتی دلم به زر و سیم دسترس
هر دم در آستین تو می‌ریخت دامنی ۹

سیلی‌زنان سزد که برونش کنی ز در
گر پیشت آفتاب به تابد به روزنی ۱۰

مرد اوحدی ز عشق و نگفتی: دریغ بود
ماتم، نگاه کن، که نیرزد به شیونی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۳۲ - ای تن و اندامت از گل خرمنی
گوهر بعدی:غزل ۸۳۴ - ای هر سر مویت را رویی به پریشانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.