هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و درد عاشقانه سخن میگوید. شاعر از عشق به معشوق و رنجهای ناشی از آن مینالد. او از بیتوجهی معشوق و ناامیدی خود از این رابطه شکایت میکند و از او میخواهد که دردش را درمان کند.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و احساسات پیچیده عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و درد عشق نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
غزل ۸۴۰ - کاکل آن پسر ز پیشانی
کاکل آن پسر ز پیشانی
کرد ما را بدین پریشانی ۱
حاصل ما ز زلف و عارض اوست
اشک چون خون و چشم چون خانی ۲
شب اول چو روز دانستم
که کشد کار ما به ویرانی ۳
ای به رخسار آفتاب دوم
وی به دیدار یوسف ثانی ۴
در کمند توییم و میبینی
مستمند توییم و میدانی ۵
عهد بستیم و نیستی راضی
دل بدادیم و هم پشیمانی ۶
گر نیاییم یاد ما نکنی
ور بیاییم رخ بگردانی ۷
دل به دست تو بود، بشکستی
تن به حکم تو گشت و تو دانی ۸
حالم از قاصدان نمیشنوی
نامم از نامه بر نمیخوانی ۹
اوحدی را ز درد درمان کن
که بنالد ز درد و درمانی ۱۰
کرد ما را بدین پریشانی ۱
حاصل ما ز زلف و عارض اوست
اشک چون خون و چشم چون خانی ۲
شب اول چو روز دانستم
که کشد کار ما به ویرانی ۳
ای به رخسار آفتاب دوم
وی به دیدار یوسف ثانی ۴
در کمند توییم و میبینی
مستمند توییم و میدانی ۵
عهد بستیم و نیستی راضی
دل بدادیم و هم پشیمانی ۶
گر نیاییم یاد ما نکنی
ور بیاییم رخ بگردانی ۷
دل به دست تو بود، بشکستی
تن به حکم تو گشت و تو دانی ۸
حالم از قاصدان نمیشنوی
نامم از نامه بر نمیخوانی ۹
اوحدی را ز درد درمان کن
که بنالد ز درد و درمانی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۳۹ - ز تو بیوفا چه جوییم نشان مهربانی؟
گوهر بعدی:غزل ۸۴۱ - مرحبا، ای گل نورسته، که چون سرو روانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.