هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و از دوری و بیتوجهی او شکایت میکند. او از معشوق میخواهد که رازهای خود را با او در میان بگذارد و از دوریاش دست بردارد. شاعر همچنین از مستی و شراب سخن میگوید و از معشوق میخواهد که او را درک کند و پندهایش را به زمانی دیگر موکول کند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عاشقانه و استفاده از استعارههای مرتبط با شراب و مستی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و مفاهیم عمیقتر عرفانی و عاشقانه دارد.
غزل ۸۶۵ - شاخ ریحانی تو، یا برگ گل سوری؟ بگوی
شاخ ریحانی تو، یا برگ گل سوری؟ بگوی
آفتابی؟ یا پری، یا چهرهٔ نوری؟ بگوی ۱
با چنان بالا و دیدار بهشتی کان تست
از چه ما را کردهای در دوزخ ای حوری، بگوی ۲
دیگران را چون مجالی میدهی نزدیک خود
از من آشفتهٔ بیدل چرا دوری؟ بگوی ۳
چون که با ما باده خوردی قصهٔ رفتن مگوی
یا چو با مستان نشستی ترک مستوری بگوی ۴
ای که ما را سرزنش کردی که: این آشوب چیست؟
با شراب سرخ صاف صرف انگوری بگوی ۵
عقل معذورم کجا دارد،که در فصلی چنین
ترک جام باده گویم؟ گر تو معذوری بگوی ۶
اوحدی، گر پند خواهی دادن این آشفته را
آن سخن را، این زمان مستم، به مخموری بگوی ۷
آفتابی؟ یا پری، یا چهرهٔ نوری؟ بگوی ۱
با چنان بالا و دیدار بهشتی کان تست
از چه ما را کردهای در دوزخ ای حوری، بگوی ۲
دیگران را چون مجالی میدهی نزدیک خود
از من آشفتهٔ بیدل چرا دوری؟ بگوی ۳
چون که با ما باده خوردی قصهٔ رفتن مگوی
یا چو با مستان نشستی ترک مستوری بگوی ۴
ای که ما را سرزنش کردی که: این آشوب چیست؟
با شراب سرخ صاف صرف انگوری بگوی ۵
عقل معذورم کجا دارد،که در فصلی چنین
ترک جام باده گویم؟ گر تو معذوری بگوی ۶
اوحدی، گر پند خواهی دادن این آشفته را
آن سخن را، این زمان مستم، به مخموری بگوی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۶۴ - دلا، زین بدایت چه دیدی؟ بگوی
گوهر بعدی:غزل ۸۶۶ - عاشقم، از عشق من گر به گمانی بگوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.