هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق خود به معشوق سخن میگوید و از او میخواهد که اگر میتواند به دیدارش بیاید و اگر نه، حداقل با او سخن بگوید. شاعر از درد و رنج عشق میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند و از او حمایت کند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد که معمولاً در سنین بالاتر به دست میآید.
غزل ۸۶۶ - عاشقم، از عشق من گر به گمانی بگوی
عاشقم، از عشق من گر به گمانی بگوی
چاره ندانم که چیست؟ آنچه تو دانی بگوی ۱
منتظرم تا مگر پیش من آیی شبی
گر بتوانی بیا ور نتوانی بگوی ۲
من به دلم یار تو، باز تو گر یار من
هم به دلی کو نشان؟ ور به زبانی بگوی ۳
دوش بر آن بودهای تا بخوری خون من
بیخبرم خون مخور، هر چه بر آنی بگوی ۴
جان و دلی زین جهان دارم اگر زانکه تو
در پی اینی ببر، بر سر آنی بگوی ۵
چند بگویی: ترا من برسانم به کام؟
آنچه پذیرفتهای چون برسانی بگوی ۶
بیش مزن تیغ غم بر جگر اوحدی
ترک نهای، ترک این سخت کمانی بگوی ۷
چاره ندانم که چیست؟ آنچه تو دانی بگوی ۱
منتظرم تا مگر پیش من آیی شبی
گر بتوانی بیا ور نتوانی بگوی ۲
من به دلم یار تو، باز تو گر یار من
هم به دلی کو نشان؟ ور به زبانی بگوی ۳
دوش بر آن بودهای تا بخوری خون من
بیخبرم خون مخور، هر چه بر آنی بگوی ۴
جان و دلی زین جهان دارم اگر زانکه تو
در پی اینی ببر، بر سر آنی بگوی ۵
چند بگویی: ترا من برسانم به کام؟
آنچه پذیرفتهای چون برسانی بگوی ۶
بیش مزن تیغ غم بر جگر اوحدی
ترک نهای، ترک این سخت کمانی بگوی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۶۵ - شاخ ریحانی تو، یا برگ گل سوری؟ بگوی
گوهر بعدی:غزل ۸۶۷ - با دل تنگ من از تنگ شکر هیچ مگوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.