هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق خود می‌پردازد. او از عناصر طبیعت مانند گل، سوسن، سیب و سرو برای مقایسه زیبایی معشوق استفاده می‌کند. همچنین، شاعر از زلف معشوق و تأثیر آن بر دل‌ها سخن می‌گوید و در نهایت، از سخت‌دلی معشوق شکایت می‌کند.
رده سنی: 12+ این متن شامل مفاهیم عاشقانه و توصیفات زیبایی‌شناختی است که برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال قابل درک و لذت‌بخش است. همچنین، زبان شعر و استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات ممکن است برای کودکان زیر 12 سال کمی پیچیده باشد.

غزل ۸۸۲ - زهی! حسن ترا گل خاک کویی

زهی! حسن ترا گل خاک کویی
نسیم عنبر از زلف تو بویی ۱

رخت بر سوسن و گل طعنه‌ها زد
که بود این ده زبانی، آن دو رویی ۲

نیامد در خم چوگان خوبی
به از سیب زنخدان تو گویی ۳

سر زلفت ز بهر غارت دل
پریشانست هر تاری به سویی ۴

شدی جویای بالای تو گر سرو
توانستی که بگذشتی ز جویی ۵

ز زلفت حلقه‌ای جستم، ندادی
چه سختی می‌کنی با من به مویی؟ ۶

دل سخت تو چون دید اوحدی گفت:
بدین سنگم بباید زد سبویی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۵۳۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۸۱ - ای نافهٔ چینی ز سر زلف تو بویی
گوهر بعدی:غزل ۸۸۳ - گفتم: از عشق توسرگشته چو گویم، تو چه گویی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.