هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و رندی سخن می‌گوید، از معشوق می‌خواهد که با آمدنش مجلس را گرم کند و از عامی‌ان دوری جوید. او از سوختن در آتش عشق و رنج‌هایش می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که با بخشیدن جام شراب، دردهایش را تسکین دهد. همچنین، به موضوعاتی مانند رهایی از قید و بندهای ظاهری و رسیدن به حقیقت اشاره می‌کند.
رده سنی: 18+ محتوا شامل مفاهیم عرفانی و اشاره به شراب و مستی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رندی و بدنامی نیاز به درک عمیق‌تری از زندگی و تجربه دارد.

غزل ۱۸ - ای ترک آتش رخ بیار آن آب آتش فام را

ای ترک آتش رخ بیار آن آب آتش فام را
وین جامهٔ نیلی ز من بستان و در ده جام را

چون بندگان خاص را امشب به مجلس خوانده‌ای
در بزم خاصان ره مده عامان کالانعام را

خامی چو من بین سوخته و آتش ز جان افروخته
گر پخته‌ای خامی مکن وان پخته در ده خام را

در حلقهٔ دُردی کشان بخرام و گیسو برفشان
در حلقهٔ زنجیر بین شیران خون‌آشام را

چون من به رندی زین صفت بدنام شهری گشته‌ام
آن جام صافی در دهید این صوفی بدنام را

یک راه در دیر مغان بُرقَع براندازی صنم
تا کافران از بتکده بیرون برند اصنام را

گر در کمندم می‌کشی شکرانه را جان می‌دهم
کان دل که صید عشق شد دولت شمارد دام را
کانال گوهرین در ایتا
۶۳۸
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷ - ساقیا وقت صبوح آمد بیار آن جام را
گوهر بعدی:غزل ۱۹ - مگذر ای یار و درین واقعه مگذار مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.