هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از خواجوی کرمانی، به زیباییهای معشوق و دردهای عاشق اشاره دارد. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند سنبل، نرگس، و خط سیاه، زیباییهای معشوق را توصیف میکند و از بیقراری و رنج عاشق میگوید. همچنین، مفاهیمی مانند عشق، فراق، و جور معشوق در شعر پررنگ هستند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از استعارهها و اصطلاحات به کار رفته نیاز به دانش ادبی نسبتاً بالایی دارند.
غزل ۷۵ - دلبرا سنبل هندوی تو در تاب چراست
دلبرا سنبل هندوی تو در تاب چراست
زین صفت نرگس سیراب تو بی خواب چراست
چشم جادوی تو کز بادهٔ سحرست خراب
روز و شب معتکف گوشه محراب چراست
نرگس مست تو چون فتنه ازو بیدارست
همچو بخت من دل سوخته در خواب چراست
مگر از خط سیاه تو غباری دارد
ورنه هندوی رسن باز تو در تاب چراست
جزع خونخوار تو گر خون دلم میریزد
مردم دیدهٔ من غرقهٔ خوناب چراست
از درم گر تو بر آنی که برانی سهلست
این همه جور تو با خواجو ازین باب چراست
زین صفت نرگس سیراب تو بی خواب چراست
چشم جادوی تو کز بادهٔ سحرست خراب
روز و شب معتکف گوشه محراب چراست
نرگس مست تو چون فتنه ازو بیدارست
همچو بخت من دل سوخته در خواب چراست
مگر از خط سیاه تو غباری دارد
ورنه هندوی رسن باز تو در تاب چراست
جزع خونخوار تو گر خون دلم میریزد
مردم دیدهٔ من غرقهٔ خوناب چراست
از درم گر تو بر آنی که برانی سهلست
این همه جور تو با خواجو ازین باب چراست
۵۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۴ - گر نه مرغ چمن از هم نفس خویش جداست
گوهر بعدی:غزل ۷۶ - کار ما بی قد زیبات نمی آید راست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.