هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از خواجوی کرمانی، به موضوعاتی مانند عشق الهی، مستی معنوی، جدایی از دنیای مادی و جستجوی وطن حقیقی می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌هایی مانند مستی، هستی، و خورشید، حالات روحانی و عرفانی خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعاره‌های پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار بوده و نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۱۳۴ - این همه مستی ما مستی مستی دگرست

این همه مستی ما مستی مستی دگرست
وین همه هستی ما هستی هستی دگرست

خیز و بیرون ز دو عالم وطنی حاصل کن
که برون از دو جهان جای نشستی دگرست

گفتم از دست تو سرگشتهٔ عالم گشتم
گفت این سر سبک امروز ز دستی دگرست

تا صبا قلب سر زلف تو در چین بشکست
هر زمان بر من دلخسته شکستی دگرست

کس چو من مست نیفتاد ز خمخانهٔ عشق
گر چه در هر طرف از چشم تو مستی دگرست

تا برآمد ز بناگوش تو خورشید جمال
هر سر زلف تو خورشید پرستی دگرست

چون سپر نفکند از غمزهٔ خوبان خواجو
زانکه آن ناوک دلدوز ز شستی دگرست
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۳ - فروغ عارض او یا سپیده سحرست
گوهر بعدی:غزل ۱۳۵ - جان هر زنده دلی زنده بجانی دگرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.