هوش مصنوعی: این شعر از زیبایی‌های طبیعت، عشق، و لذت‌های زندگی سخن می‌گوید. شاعر از باغ و صحرا، مهتاب، عشق به معشوق، و شادی‌های دنیوی مانند ثروت و شراب یاد می‌کند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی و تاریخی مانند داستان خلیل (حضرت ابراهیم) و نمرود دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نیاز به توضیح داشته باشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب ممکن است برای گروه‌های سنی پایین‌تر مناسب نباشد.

غزل ۱۴۱ - باغ و صحرا با سهی سروان نسرین برخوشست

باغ و صحرا با سهی سروان نسرین برخوشست
خلوت ومهتاب باخوبان مه پیکر خوشست

غنچه چون زر دارد ار خوش دل بود عیبش مکن
راستی را هر چه بینی در جهان با زر خوشست

کاشکی بودی مرا شادی اگر دینار نیست
زانکه با دینار وشادی ملکت سنجر خوشست

چون خلیل ار درمیان آتش افتادم چه باک
کاتش نمرود ما را با بت آذر خوشست

ایکه می‌گوئی مرا با ماهرویان سرخوشیست
پای در نه گر حدیث خنجرت در سر خوشست

بی لب شیرین نباید خسروی فرهاد را
زآنکه شاهی با لب شیرین چون شکر خوشست

گر چمن خلدست ما را بی لبش مطلوب نیست
تشنه را در باغ رضوان برلب کوثر خوشست

هر کرا بینی بعالم دل بچیزی خوش بود
عاشقانرا دل بیاد چهرهٔ دلبر خوشست

باده در ساغر فکن خواجو که بر یاد لبش
جام صافی برکف و لب بر لب ساغر خوشست
کانال گوهرین در ایتا
۷۵۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۰ - ترا که نرگس مخمور و زلف مهپوشست
گوهر بعدی:غزل ۱۴۲ - شکنج زلف سیاه تو بر سمن چو خوشست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.