هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از خواجوی کرمانی، بیانگر درد فراق و عشق به معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند یاقوت روان، موی میان معشوق و پستهٔ دهان، احساسات خود را بیان می‌کند. همچنین، اشاره‌ای به زندگی زاهدانه و خرابات‌نشینی دارد که نشان‌دهنده‌ی جنبه‌ی عرفانی شعر است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه‌ای است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعاره‌ها و اشارات عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۱۶۷ - یاقوت روان بخش تو تا قوت روانست

یاقوت روان بخش تو تا قوت روانست
چشمم ز غمت چشمهٔ یاقوت روانست

آن موی میان تو که سازد کمر از موی
موئی بمیان آمده یا موی میانست

در موی میانت سخنی نیست که خود نیست
لیکن سخن ار هست در آن پسته دهانست

تا پشت کمان می‌شکند ابروی شوخت
پیوسته ز ابروی تو پشتم چو کمانست

با ما به شکر خنده درآ زانکه یقینم
کز پستهٔ تنگ تو یقینم بگمانست

گفتند که آن جان جهان با تو چنان نیست
گوئی که چنانست که با ما نچنانست

پنداشت که ما را غم جانست ولیکن
ما در غم آنیم که او در غم آنست

عمری بتمنای رخش می‌گذرانیم
در محنت و غم گرچه که دنیا گذرانست

در کنج صوامع مطلب منزل خواجو
کو معتکف کوی خرابات مغانست
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۶ - مرا یاقوت او قوت روانست
گوهر بعدی:غزل ۱۶۸ - گفتم که چرا صورتت از دیده نهانست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.