هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از فرستادن جان به سوی معشوق، درد و رنج عشق، و وصال با جانان سخن می‌گوید. تصاویر زیبایی مانند باغبان، گلستان، یاقوت، و آب حیوان برای بیان احساسات عمیق عاشقانه و روحانی استفاده شده‌اند.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعاره‌ها نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.

غزل ۲۴۸ - هندوئی را باغبان سوی گلستان می‌فرستد

هندوئی را باغبان سوی گلستان می‌فرستد
یا به یاقوت تو سنبل خط ریحان می‌فرستد

یا شب شامی ز روز خاوری رخ می‌نماید
یا خضر خطی بسوی آب حیوان می‌فرستد

جان بجانان می‌فرستادم دلم می‌رفت و می‌گفت
مفلسی نزلی بخلوتگاه سلطان می‌فرستد

می‌رساند رنج و پندارم که راحت می‌رساند
می‌فرستد درد و می‌گویم که درمان می‌فرستد

هر که جانی دارد و در دل ندارد ترک جانان
دل بدلبر می‌سپارد جان بجانان می‌فرستد

با وجودم هر که روی چشم پرخون می‌نماید
زربکان می‌آورد لل بعمان می‌فرستد

همچو خواجو هر که جان در پای جانان می‌فشاند
روح پاکش را ز جنت حور رضوان می‌فرستد
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۴۷ - دل من زحمت جان برنتابد
گوهر بعدی:غزل ۲۴۹ - چون مرا دیده بر آن آتش رخسار افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.