هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از خواجوی کرمانی، به زیبایی‌های معشوق و تأثیرات جادویی غمزه‌ها و سخنانش بر عاشقان می‌پردازد. شاعر از ناتوانی عقل در برابر جذبه‌های معشوق، شیرینی کلامش، و تأثیر تیرهای غمزه‌اش سخن می‌گوید. همچنین، به امید دریافت خبری از یار و توصیف زیبایی‌های او اشاره دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۲۶۷ - خدنگ غمزهٔ جادو چو در کمان آرد

خدنگ غمزهٔ جادو چو در کمان آرد
هزار عاشق دلخسته را بجان آرد

در آن دقیقهٔ باریک عقل خیره شود
دلم حدیث میانش چو در میان آرد

حلاوت سخنش کام جان کند شیرین
عبارتی ز لبش هر که در بیان آرد

از آن دو نرگس مخمور ناتوان عجبست
که تیر غمزه بدینگونه در کمان آرد

اگر چو خامه سرش تا به سینه بشکافند
نه عاشقست که یک حرف بر زبان آرد

کدام قاصد فرخنده می‌رود که مرا
حدیثی از لب آن ماه مهربان آرد

ز راه بنده نوازی مگر نسیم صبا
ز دوستان خبری سوی دوستان آرد

چرا حرام کند خواب بر دو دیدهٔ من
اگر نسیم سحر خواب پاسبان آرد

کسی که وصف لب و عارض کند خواجو
شکر بمصر برد گل بگلستان آرد
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶۶ - چون صبا نکهت آن زلف پریشان آرد
گوهر بعدی:غزل ۲۶۸ - نقاش که او صورت ارژنگ نگارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.