هوش مصنوعی: این متن شعری است که از عشق، غم، جدایی و رنج‌های عاشقانه سخن می‌گوید. با استفاده از استعاره‌ها و نمادهای ادبی مانند فرهاد و شیرین، ویس و رامین، و عناصر طبیعت مانند گل و مرغ، احساسات عمیق انسانی را به تصویر می‌کشد. همچنین، به مفاهیمی مانند مرگ، جاودانگی (چشمهٔ حیات)، و ناپایداری دنیا اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی مضامین مانند رنج عشق و جدایی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۲۷۱ - قصه غصه فرهاد بشیرین که برد

قصه غصه فرهاد به شیرین که برد
نامه ویس گل‌اندام به رامین که برد

خضر را شربتی از چشمهٔ حیوان که دهد
مرغ را آگهی از لاله و نسرین که برد

خبر انده اورنگ جدا گشته ز تخت
به سراپردهٔ گلچهر خور آئین که برد

گر چه بفزود حرارت ز شکر خسرو را
از شرش شور شکر خنده شیرین که برد

مرغ دل باز چو شد صید سر زلف کژش
گفت جان این نفس از چنگل شاهین که برد

ناز آن سرو قد افراخته چندین که کشد
جور آن شمع دل افروخته چندین که برد

می چون زنگ اگر دست نگیرد خواجو
زنگ غم ز آینهٔ خاطر غمگین که برد
کانال گوهرین در ایتا
۵۶۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۰ - دل من جان ز غم عشق تو آسان نبرد
گوهر بعدی:غزل ۲۷۲ - پیغام بلبلان بگلستان که می‌برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.