هوش مصنوعی: این متن شعری است که به موضوعات عشق، زیبایی، و وفاداری می‌پردازد. شاعر از عشق به یار و زیبایی او سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که وفاداری یار، زیبایی او را دوچندان می‌کند. همچنین، به موضوعات دیگری مانند نابینایی و عدم درک زیبایی توسط برخی افراد و نیز اشاره‌ای به طبیب و تشخیص بیماری اشاره شده است.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عاشقانه و برخی اشارات انتزاعی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامفهوم باشد. همچنین، درک کامل شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.

غزل ۴۰۸ - دیگرانرا عیش و شادی گر چه در صحرا بود

دیگرانرا عیش و شادی گر چه در صحرا بود
عیش ما هر جا که یار آنجا بود آنجا بود

هر دلی کز مهر آن مه روی دارد ذره‌ئی
در گداز آید چو موم ار فی المثل خارا بود

سنبلت زانرو ببالا سر فرود آورده است
تا چو بالای تو دایم کار او بالا بود

هست در سالی شبی ایام را یلدا ولیک
کس نشان ندهد که ماهی را دو شب یلدا بود

تنگ چشمانرا نیاید روی زیبا در نظر
قیمت گوهر چه داند هر که نابینا بود

از نکورویان هر آنچ آید نکو باشد ولی
یار زیبا گر وفاداری کند زیبا بود

حال رنگ روی خواجو عرضه کردم بر طبیب
ناردان فرمود از آن لب گفت کان صفرا بود
کانال گوهرین در ایتا
۷۲۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۰۷ - به آب گل رخ آن گلعذار می‌شویند
گوهر بعدی:غزل ۴۰۹ - آن رفت که میل دل من سوی شما بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.