هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از ناکامی‌های عشقی و دردهای دل سخن می‌گوید. او از عشق نافرجام، نامهربانی معشوق، و ناتوانی در رسیدن به آرزوهایش می‌نالد. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیمی مانند عشق پاک، صبر در راه عشق، و دوری از نام نیک در این مسیر دارد.
رده سنی: 16+ متن شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناکامی و سوز عشق نیاز به درک بالاتری از احساسات و تجربیات زندگی دارد.

غزل ۴۶۱ - کسی را از تو کامی برنیاید

کسی را از تو کامی برنیاید
که این از دست عامی برنیاید

بنا کام از لبت برداشتم دل
که از لعل تو کامی برنیاید

برون از عارض و زلف سیاهت
به شب صبحی ز شامی برنیاید

بیار آن می که در خمخانه باقیست
که کار ما به جامی برنیاید

به ترک نیک نامی کن که در عشق
نکونامی به نامی برنیاید

حدیث سوز عشق از پختگان پرس
که دود دل ز خامی برنیاید

چو نون قامتم در مکتب عشق
ز نوک خامه لامی برنیاید

بسوز نالهٔ زارم ز عشاق
نوای زیر و بامی برنیاید

چه سروست آنکه بر بامست لیکن
سهی سروی ببامی برنیاید

برو خواجو که وصل پادشاهی
ز دست هر غلامی برنیاید
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۶۰ - ناله‌ئی کان ز دل چنگ برون می‌آید
گوهر بعدی:غزل ۴۶۲ - مهی چون او به ماهی برنیاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.