هوش مصنوعی: شاعر در این متن از دردها و رنج‌های خود می‌گوید و از خداوند و دیگران می‌خواهد که به حال او ترحم کنند. او از غربت، فقر و بی‌پناهی خود سخن می‌گوید و از یار و دلدار خود یاد می‌کند. همچنین، از زیبایی‌های معشوق و فریبندگی چشم‌هایش سخن می‌راند و در نهایت، از اشک‌های خود و نیاز به یاری می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند غربت، فقر و درخواست کمک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارد.

غزل ۴۸۲ - خدا را از سر زاری بگوئید

خدا را از سر زاری بگوئید
که آخر ترک بیزاری بگوئید

چو زور و زر ندارم حال زارم
به مسکین حالی و زاری بگوئید

غریبی از غریبان دور مانده
اگر باشد بدین خواری بگوئید

وگر بازارئی غمخواره دیدید
بدین زاری و غمخواری بگوئید

چو عیاران دو عالم برفشانید
وگر نی ترک عیاری بگوئید

بدلدار از من بیدل پیامی
ز روی لطف ودلداری بگوئید

بوصف طره‌اش رمزی که دانید
همه در باب طراری بگوئید

فریب چشم آن ترک دلارا
بسرمستان بازاری بگوئید

حدیث جعدش ار در روز نتوان
مسلسل در شب تاری بگوئید

وگر گوئید حالم پیش آن یار
به یاری کز سر یاری بگوئید

اگر خواهید کردن صید مردم
به ترک مردم آزاری بگوئید

یکایک ماجرای اشک خواجو
روان با ابر آذاری بگوئید
کانال گوهرین در ایتا
۵۲۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۸۱ - ای پرده سرایان که درین پرده سرائید
گوهر بعدی:غزل ۴۸۳ - ای پیر مغان شربتم از درد مغان آر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.