هوش مصنوعی:
این شعر از خواجوی کرمانی، با بیانی عارفانه و امیدوارانه، به خواننده توصیه میکند که در مواجهه با مشکلات و ناملایمات زندگی، به جای غم و اندوه، به عشق و دوستی و لذتهای ساده پناه ببرد. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند گنج، مار، گل، خار و... به مخاطب یادآوری میکند که با وجود سختیها، حضور یار و مواهب زندگی میتواند تسلیبخش باشد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف باده (گرچه ممکن است استعاری باشد) نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای تفسیر دارد.
غزل ۵۰۶ - گر یار یار باشدت ای یار غم مخور
گر یار یار باشدت ای یار غم مخور
گنجت چو دست میدهد از مار غم مخور
بر مقتضای قول حکیمان روزگار
اندک بنوش باده و بسیار غم مخور
دستار صوفیانه و دلق مرقعت
گر رهن شد بخانهٔ خمار غم مخور
کارت چو شد ز دست و تو انکار میکنی
اقرار کن برندی و زانکار غم مخور
چون دوست در نظر بود از دشمنت چه غم
چون گل بدست باشدت از خار غم مخور
با طلعت حبیب چه اندیشه از رقیب
چون یار حاضرست ز اغیار غم مخور
گردرد دل دوا شود ایدوست شاد زی
ور غمگسار غم بود ای یار غم مخور
چون زر به دست نیست ز طرار غم مدار
چون سر ز دست رفت ز دستار غم مخور
خواجو مدام جرعهٔ مستان عشق نوش
وز اعتراض مردم هشیار غم مخور
گنجت چو دست میدهد از مار غم مخور
بر مقتضای قول حکیمان روزگار
اندک بنوش باده و بسیار غم مخور
دستار صوفیانه و دلق مرقعت
گر رهن شد بخانهٔ خمار غم مخور
کارت چو شد ز دست و تو انکار میکنی
اقرار کن برندی و زانکار غم مخور
چون دوست در نظر بود از دشمنت چه غم
چون گل بدست باشدت از خار غم مخور
با طلعت حبیب چه اندیشه از رقیب
چون یار حاضرست ز اغیار غم مخور
گردرد دل دوا شود ایدوست شاد زی
ور غمگسار غم بود ای یار غم مخور
چون زر به دست نیست ز طرار غم مدار
چون سر ز دست رفت ز دستار غم مخور
خواجو مدام جرعهٔ مستان عشق نوش
وز اعتراض مردم هشیار غم مخور
۶۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۵ - زهی طناب سراپردهٔ تو گیسوی حور
گوهر بعدی:غزل ۵۰۷ - دوری از ما مکن ای چشم بد از روی تو دور
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.