هوش مصنوعی: این شعر از خواجوی کرمانی، شاعر ایرانی، با تصاویر زیبا و نمادین به توصیف طبیعت، عشق، و فلسفه‌ی زندگی می‌پردازد. در آن از نمادهایی مانند خروس، طاووس، و جام شراب استفاده شده است تا مفاهیمی مانند گذر عمر، فریبندگی دنیا، و عشق را بیان کند. همچنین، اشاره‌ای به داستان‌های اساطیری مانند کاووس و طوس دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی اشارات نمادین نیاز به درک ادبی و تاریخی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

غزل ۵۳۸ - به فلک می‌رسد خروش خروس

به فلک می‌رسد خروش خروس
بشنو آوای مرغ و نالهٔ کوس

شد خروس سحر ترنم ساز
در ده آن جام همچو چشم خروس

این تذروان نگر که در رفتار
می‌نمایند جلوهٔ طاوس

ساقیا باده ده که در غفلت
عمر بر باد می‌رود بفسوس

عالم آن گنده پیر بی آبست
که بر افروخت آتش کاوس

فلک آن پیر زال مکارست
که ز دستان او زبون شد طوس

گر فریبد ترا به بوس و کنار
تا توانی کنار گیر از بوس

زانکه از بهر قید دامادست
که گره می‌کنند زلف عروس

هر که او دل بدست سلطان داد
گو برو خاک پای دربان بوس

داروی این مرض که خواجو راست
برنخیزد ز دست جالینوس
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۳۷ - نه مرا بر سر کوی تو به جز سایه جلیس
گوهر بعدی:غزل ۵۳۹ - الوداع ای دلبر نامهربان بدرود باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.