هوش مصنوعی: این شعر از خواجوی کرمانی بیانگر دردها و رنج‌های عاشقانه است. شاعر از عشق و جفای روزگار شکایت می‌کند و با اشاره به باده‌نوشی و مفتی مسائل عشق، به دنبال تسکین دردهای خود است. او از خیال معشوق و رنج‌های عشق می‌گوید و در نهایت، از ناکامی در وصال معشوق سخن می‌راند.
رده سنی: 18+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است و همچنین اشاره‌هایی به شراب و مستی دارد که برای مخاطبان زیر 18 سال ممکن است نامناسب باشد. درک این مفاهیم نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.

غزل ۶۱۶ - خوشا به مجلس شوریدگان درد آشام

خوشا به مجلس شوریدگان درد آشام
بیاد لعل لبش نوش کرده جام مدام

چنین شنیده‌ام از مفتی مسائل عشق
که مرد پخته نگردد مگر ز باده خام

جفا و نکبت ایام چون ز حد بگذشت
بیار باده که چون باد می‌رود ایام

خیال زلف و رخت گر معاونت نکند
چگونه شام بصبح آورند و صبح بشام

مرا ز لوح وجود این دو حرف موجودست
دل شکسته چو جیم و قد خمیده چو لام

اگر ببام برآیی که فرق داند کرد
که طلعت تو کدامست و آفتاب کدام

دمی ز وصل تو گفتم مگر به کام رسم
دمم بکام فرو رفت و برنیامد کام

براه بادیه هر کس که خون نکرد حلال
حرام باد مرا و را وصال بیت حرام

اگر بکنیت خواجو رسی قلم درکش
که ننگ باشد ار از عاشقان برآید نام
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۱۵ - تبت یا ذا الجلال و الا کرام
گوهر بعدی:غزل ۶۱۷ - مگر که صبح من امشب اسیر گشت بشام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.