هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و امید به دیدار معشوق سخن می‌گوید، اما با ناامیدی و انتظار همراه است. او از طبیعت و عناصر آن مانند ستاره، خروس و آفتاب برای بیان احساسات خود استفاده می‌کند. در پایان، شاعر به نوشیدن شراب و لذت‌های زودگذر زندگی اشاره می‌کند و به دنبال رهایی از قید و بندها است.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه، ناامیدی و استفاده از استعاره‌های شراب و مستی است که درک آن برای سنین پایین‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم فلسفی و عرفانی موجود در متن نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۶۱۷ - مگر که صبح من امشب اسیر گشت بشام

مگر که صبح من امشب اسیر گشت بشام
وگرنه رخ بنمودی ز چرخ آینه فام

مگر ستارهٔ بام از شرف به زیر افتاد
وگرنه پرده برافکندی از دریچهٔ بام

خروس پرده‌سرا امشب از چه دم در بست
اگر چنانکه فرو شد دم سپیده بکام

چو کام من توئی ای آفتاب گرم برآی
ز چرخ اگر چه یقینم که بر نیاید کام

گهی پری رخم از خواب صبح برخیزد
که تیغ غمزهٔ خونریز برکشد ز نیام

چرا ز قید توام روی رستگاری نیست
کسی اسیر نباشد بدام کس مادام

چو دور عیش و نشاطست باده در دور آر
که روشنست که با دست گردش ایام

دمی جدا مشو از جام می که در این دور
کدام یار که همدم بود برون از جام

برو غلام صنوبر قدان شو ای خواجو
که همچو سرو بزادگی برآری نام
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۱۶ - خوشا به مجلس شوریدگان درد آشام
گوهر بعدی:غزل ۶۱۸ - عارض ترکان نگر در چین جعد مشک فام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.