هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از عشق بی‌پایان، فداکاری‌ها و رنج‌هایش می‌گوید و تأکید می‌کند که حتی با وجود جفا و هجران، عشقش پایدار است. او از اشتیاق شدید و وابستگی کامل به معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که هیچ چیز را به آرزوی رسیدن به معشوق ترجیح نمی‌دهد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۶۴۶ - نکنم حدیث شکر چو لبت گزیدم

نکنم حدیث شکر چو لبت گزیدم
چه کنم نبات مصری چو شکر مزیدم

بتو کی توان رسیدن چو ز خویش رفتم
ز تو چون توان بریدن چو ز خود بریدم

چه فروشی آب رویم که بملک عالم
نفروشم آرزویت که بجان خریدم

ندهم کنون ز دستت که ز دست رفتم
نروم ز پیش تیغت که بجان رسیدم

چه نکردم از وفا تا بتو میل کردم
چه ندیدم از جفا تا ز تو هجر دیدم

که برد خبر به یارم که ز اشتیاقش
ز خبر برفتم از وی چو خبر شنیدم

نکشیده زلف عنبر شکنش چو خواجو
نتوان بشرح گفتن که چها کشیدم
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۴۵ - رخشنده‌تر از مهر رخش ماه ندیدم
گوهر بعدی:غزل ۶۴۷ - روزی به سر کوی خرابات رسیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.