هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق نافرجام و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او با وجود تمام جفاها و ناملایماتی که از معشوق دیده، همچنان وفادار مانده و از عشقش دست نکشیده است. شاعر از بی‌وفایی و بی‌مهری معشوق شکایت دارد و بیان می‌کند که با وجود تمام تلاش‌هایش، هرگز ذره‌ای مهر از او ندیده است.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و جفا ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.

غزل ۶۴۸ - نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدم

نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدم
ز مهر در تو نشانی ندیدم و نشنیدم

چه رنجها که نیامد برویم از غم رویت
چه جورها که ز دست تو در جهان نکشیدم

هزار نیش جفا از تو نوش کردم و رفتم
هزار تیر بلا از تو خوردم و نرمیدم

کدام یار جفا کز تو احتمال نکردم
کدام شربت خونابه کز غمت نچشیدم

ترا بدیدم و گفتم که مهر روز فروزی
ولی چه سود که یک ذره مهر از تو ندیدم

بجای من تو اگر صد هزار دوست گزیدی
بدوستی که بجای تو دیگری نگزیدم

جهان بروی تو می‌دیدم ار چه همچو جهانت
وفا و مهر ندیدم چو نیک در نگردیدم

بسی تو عهد شکستی که من رضای تو جستم
بسی تو مهر بریدی که از تو من نبریدم

از آن زمان که چو خواجو عنان دل بتو دادم
بجان رسیدم و هرگز بکام دل نرسیدم
کانال گوهرین در ایتا
۵۸۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۴۷ - روزی به سر کوی خرابات رسیدم
گوهر بعدی:غزل ۶۴۹ - بلبلان که رساند نسیم باغ ارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.