هوش مصنوعی:
این متن شعری است که بر پذیرش سختیها و رنجهای زندگی تأکید دارد و با استفاده از استعارههای زیبا مانند گنج و مار، گل و خار، و لیلی و مجنون، مفهوم صبر و امید را منتقل میکند. شاعر بیان میکند که با رسیدن به هدف نهایی (عشق، وصال معنوی، یا آرامش)، رنجهای گذشته بیاهمیت میشوند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی استعارهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۶۶۰ - ترا که گنج گشودی ز زخم مار چه غم
ترا که گنج گشودی ز زخم مار چه غم
چو شاخ گل بکف آید ز نوک خار چه غم
اگر هزار فغان کرده است بلبل مست
چو غنچه پرده بر اندازد از هزار چه غم
معاشری که مدام از قدح گزیرش نیست
چو می ز جام فرح نوشد از خمار چه غم
در آنزمان که شود وصل معنوی حاصل
بصورت ار نشوی زائر مزار چه غم
میان لیلی و مجنون چو قرب جانی هست
اگر چنانکه بود دوری دیار چه غم
ز روزگار میندیش و کار خویش بساز
چو روزگار برآمد ز روزگار چه غم
بزیر بار غم ار پست گشتهام غم نیست
مرا که ترک شتر کردهام ز بار چه غم
ترا چه غم بود از درد ما که سلطان را
ز رنج خاطر درویش دلفگار چه غم
درین میان که گرفتار عشق شد خواجو
گرش مراد نهد چرخ در کنار چه غم
چو شاخ گل بکف آید ز نوک خار چه غم
اگر هزار فغان کرده است بلبل مست
چو غنچه پرده بر اندازد از هزار چه غم
معاشری که مدام از قدح گزیرش نیست
چو می ز جام فرح نوشد از خمار چه غم
در آنزمان که شود وصل معنوی حاصل
بصورت ار نشوی زائر مزار چه غم
میان لیلی و مجنون چو قرب جانی هست
اگر چنانکه بود دوری دیار چه غم
ز روزگار میندیش و کار خویش بساز
چو روزگار برآمد ز روزگار چه غم
بزیر بار غم ار پست گشتهام غم نیست
مرا که ترک شتر کردهام ز بار چه غم
ترا چه غم بود از درد ما که سلطان را
ز رنج خاطر درویش دلفگار چه غم
درین میان که گرفتار عشق شد خواجو
گرش مراد نهد چرخ در کنار چه غم
۴۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۵۹ - میدرم جامه و از مدعیان میپوشم
گوهر بعدی:غزل ۶۶۱ - من بار هجر میکشم و ناقه محملم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.