هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق به معشوق و جدایی از او سخن می‌گوید. شاعر با تصاویر زیبا و استعاره‌های عمیق، احساسات خود را نسبت به معشوق بیان می‌کند و از درد فراق و بی‌قراری خود می‌نالد. او معشوق را همچون گنجی بی‌نظیر و شمعی روشنگر توصیف می‌کند که تنها عقل و جان او را می‌طلبد. در نهایت، شاعر به دیوانگی عشق اعتراف می‌کند و از ساقی می‌خواهد تا با پیمانه‌ای از می، درد فراق را تسکین دهد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۶۷۰ - آن ماه پری رخ را در خانه نمی‌بینم

آن ماه پری رخ را در خانه نمی‌بینم
وین طرفه که بی رویش کاشانه نمی‌بینم

بینم دو جهان یکموی از حلقهٔ گیسویش
وز گیسوی او موئی در شانه نمی‌بینم

گنجیست که جز جانش ویرانه نمی‌یابم
شمعیست که جز عقلش پروانه نمی‌بینم

از خویش ز بیخویشی بیگانه شدم لیکن
جز خویش در آن حضرت بیگانه نمی‌بینم

هر چند که جانانه در دیدهٔ باز آید
تا دیده نمی‌دوزم جانانه نمی‌بینم

چون دانه ببیند مرغ از دام شود غافل
من در ره او دامی جز دانه نمی‌بینم

چندانکه بسر گردم چون اشک درین دریا
جز اشک درین دریا دردانه نمی‌بینم

اینست که مجنونرا دیوانه نهد عاقل
ورنی من مجنونش دیوانه نمی‌بینم

تخفیف کن از دورم ساقی دو سه پیمانه
کز غایت سرمستی پیمانه نمی‌بینم

بفروش بمی خواجو خود را که درین معنی
جز پیر مغان کس را فرزانه نمی‌بینم
کانال گوهرین در ایتا
۵۴۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۶۹ - گلی به رنگ تو در بوستان نمی‌بینم
گوهر بعدی:غزل ۶۷۱ - خرم آنروز که از خطهٔ کرمان بروم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.