هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از زیبایی‌های بهار و بوی گل‌ها سخن می‌گوید و از دوری از یار و دیار خود ابراز ناراحتی می‌کند. او همچنین به مصائب زندگی مانند سفرهای سخت و دوری از عزیزان اشاره می‌کند و در نهایت، از پذیرش تقدیر و قضای الهی سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک و اشاره به مصائب زندگی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۷۱۹ - ببوستان می گل بوی لاله گون مستان

ببوستان می گل بوی لاله گون مستان
مگر ز دست سمن عارضان پردستان

جهان ز عمر تو چون داد خویش می گیرد
تو نیز کام دل از لذت جهان بستان

کنونکه فصل بهاران رسید و موسم گل
خوشا نواحی یزد و نسیم اهرستان

چه نکهتست مگر بوی دوستانست این
چه منزلست مگر طرف بوستانست آن

منم جدا شده از یار و منقطع ز دیار
چو بلبلان چمن دور مانده از بستان

سفر گزیدم و بسیار خون دل خوردم
چودر مصیبت سهراب رستم دستان

باختیار کسی هرگز اختیار کند
جرون و تشنگی و باد گرم و تابستان

مکن ملامت خواجو که عاقلان نکنند
ز بیم حکم قضا اعتراض برمستان
کانال گوهرین در ایتا
۸۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۱۸ - ای چشم تو چشم‌بند مستان
گوهر بعدی:غزل ۷۲۰ - نرگس مستت فتنهٔ مستان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.