هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، به زیبایی‌های معشوق و تأثیرات عشق و دل‌باختگی می‌پردازد. شاعر از غمزه‌های افسونگر، زلف‌های دل‌ربا، و جذابیت‌های معشوق سخن می‌گوید و عشق را به عنوان تنها دین و آیین در میان مشتاقان توصیف می‌کند. همچنین، اشاره‌ای به مفاهیم عرفانی مانند خرابات و گناهکاران دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی اشارات عرفانی مانند خرابات و گناهکاران نیاز به درک بالاتری از ادبیات دارد.

غزل ۷۲۷ - ای غمزهٔ جادویت افسونگر بیماران

ای غمزهٔ جادویت افسونگر بیماران
وی طره هندویت سرحلقهٔ طراران

رویت بشب افروزی مهتاب سحرخیزان
زلفت بدلاویزی دلبند جگر خواران

گوئیکه دو ابرویت بیمار پرستانند
پیوسته دو تا مانده از حسرت بیماران

جان آن نبود کو را نبود اثر از جانان
یار آن نبود کو را نبود خبر از یاران

چون دود دلم بینی اندیشه کن از اشکم
چون ابر پدید آید غافل مشو از باران

تا پیر خراباتت منظور نظر سازد
در دیدهٔ مستان کش خاک در خماران

جز عشق بتان نهیست در ملت مشتاقان
جز کیش مغان کفرست در مذهب دینداران

یوسف که بهر موئی صد جان عزیز ارزد
کی کم شود از کویش غوغای خریداران

خواهد که کند منزل بر خاک درش خواجو
لیکن نبود جنت ماوای گنه کاران
کانال گوهرین در ایتا
۵۵۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۲۶ - چو چشم خفته بگشودی ببستی خواب بیداران
گوهر بعدی:غزل ۷۲۸ - تا چند دم از گل زنی ای باد بهاران
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.