هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از خواجوی کرمانی، بیانگر درد دوری از معشوق و التماس برای بازگشت و بخشش است. شاعر از معشوق می‌خواهد که به عهد خود وفا کند، دل شکسته‌اش را التیام بخشد و از جفا دست بردارد. در ابیاتی نیز به مضامین عرفانی مانند ترک دنیا و روی آوردن به باده و صفا اشاره شده است.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات به موضوعاتی مانند شراب و صوفیگری اشاره دارند که برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است نامناسب باشد.

غزل ۷۴۷ - ترا که گفت که قصد دل شکستهٔ ما کن

ترا که گفت که قصد دل شکستهٔ ما کن
چو زلف سر زده ما را فرو گذار و رها کن

نه عهد کردی و گفتی که با تو کینه نورزم
بترک کینه کن اکنون و عهد خویش وفا کن

بهرطریقی که دانی مراد خاطر ما جوی
بهر صفت که تو دانی تدارک دل ما کن

ز ما چو هیچ نیاید خلاف شرط محبت
مرو بخشم و ره صلح گیر و ترک جفا کن

وگر چنانکه دلت می کشد به بادهٔ صافی
بگیر خرقهٔ صوفی و می بیار و صفا کن

ز بهر خاطرم ای هدهد آن زمان که توانی
بعزم گلشن بلقیس روی سوی سبا کن

چو ره بمنزل قربت نمی‌برند گدایان
بچشم بنده نوازی نظر بحال گدا کن

چه زخمها که ندارم ز تیغ هجر تو بر دل
بیا و زخم مرا مرهمی بساز و دواکن

هر آن نماز که کردی بکنج صومعه خواجو
رضای دوست بدست آر ورنه جمله قضا کن
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۴۶ - بر اشکم کهربا آبیست روشن
گوهر بعدی:غزل ۷۴۸ - ای خواجه مرا با می و میخانه رها کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.