هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، به ستایش معشوق و بیان احساسات شاعر نسبت به او می‌پردازد. شاعر از جمال و جلال معشوق سخن می‌گوید و از عشق و اشتیاق خود به او حکایت می‌کند. همچنین، به مفاهیمی مانند جفا، قتل و ستم، و مشقت‌های عشق اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژگان و تشبیهات به‌کاررفته نیاز به دانش ادبی نسبتاً بالایی دارند.

غزل ۷۷۶ - ترک من خاقان نگر در حلقه عشاق او

ترک من خاقان نگر در حلقه عشاق او
ماه من خورشید بین در سایهٔ بغطاق او

خان اردوی فلک را کافتابش می‌نهند
بوسه گاهی نیست الا کوکب بشماق او

گر چه چنگز خان بشمشیر جفا عالم گرفت
اینهمه قتل و ستم واقع نشد در جاق او

ار چه در تابست زلفش کاین تطاول می‌کند
گوئیا جور و جفا شرطست در میثاق او

چون بتم آیاق برلب می‌نهد همچون قدح
جن بلب می‌آیدم از حسرت آیاق او

هر امیری را بود قشلاق و ییلاقی دگر
میر مادر جان بود قشلاق و دل ییلاق او

هر دم از کریاس بیرون آید و غوغا کند
جان کجا بیرون توانم برد از شلتاق او

در بغلتاق مرصع دوش چون مه می‌گذشت
او ملول از ما و ما از جان و دل مشتاق او

گفتمش آخر بچشم لطف در خواجو نگر
زانکه در خیلت نباشد کس باستحقاق او
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۷۵ - صید شیران می‌کند آهوی روبه باز او
گوهر بعدی:غزل ۷۷۷ - آب آتش می‌رود زان لعل آتش فام او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.