هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از عشق و دلدادگی سخن می‌گوید، با توصیف‌های شاعرانه از معشوق و احساسات شورانگیز عاشق. شاعر از بی‌قراری، فراق، و امید به لطف معشوق می‌گوید و از تسلیم شدن در برابر عشق و پذیرفتن بدنامی ناشی از آن سخن می‌راند.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'بدنامی' و 'خون آشام' ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای تفسیر مناسب داشته باشند.

غزل ۷۷۷ - آب آتش می‌رود زان لعل آتش فام او

آب آتش می‌رود زان لعل آتش فام او
می‌برد آرامم از دل زلف بی آرام او

خط بخونم باز می‌گیرند و خونم می‌خورند
جادوان نرگس مخمور خون آشام او

حاصل عمرم در ایام فراقش صرف شد
چون خلاص از عشق ممکن نیست در ایام او

گر چه عامی را چو من سلطان نیارد در نظر
همچنان امید می‌دارم بلطف عام او

کام فرهاد از لب شیرین چو بوسی بیش نیست
خسرو خوبان چه باشد گر برآرد کام او

گر خداوندان عقلم نهی منکر می‌کنند
پیش ما نهیست الا گوش بر پیغام او

بلبلان از بوی گل مستند و ما از روی دوست
دیگران از ساغر ساقی و ما از جام او

نام نیک عاشقان چون در جهان بدنامی است
نیک نام آنکو ببدنامی برآید نام او

خواجو از دامش رهائی چون تواند جست از آنک
پای بند عشق را نبود نجات از دام او
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۱۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۷۶ - ترک من خاقان نگر در حلقه عشاق او
گوهر بعدی:غزل ۷۷۸ - خوشا کشته برطرف میدان او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.