هوش مصنوعی: این شعر از خواجوی کرمانی، شاعر ایرانی، به زیبایی‌های معشوق و تأثیرات عشق بر دل عاشق می‌پردازد. در آن از تشبیهات و استعاره‌های زیبا مانند زلف سیاه، تیر مژه، و دل شوریده استفاده شده است. شاعر همچنین به مفاهیم عرفانی مانند کعبه و بتخانه اشاره می‌کند و از خواننده می‌خواهد که به دنبال حقیقت درون خود باشد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم فلسفی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۸۲۲ - دی آن بت کافر بچه با چنگ و چغانه

دی آن بت کافر بچه با چنگ و چغانه
می‌رفت بسر وقت حریفان شبانه

بر لاله ز نیلش اثر داغ صبوحی
بر ماه ز مشکش گره جعد مغانه

یاقوت بمی شسته و آراسته خورشید
مرغول گره کرده و کاکل زده شانه

زلف سیهش را دل شوریده گرفتار
تیر مژه‌اش را جگر خسته نشانه

بگشوده نظر خلق جهانی ز کناره
بربوده میانش دل خلقی ز میانه

من کرده دل صدر نشین را سوی بحرین
با قافلهٔ خون ز ره دیده روانه

جامی می دوشینه به من داد و مرا گفت
خوش باش زمانی و مکن یاد زمانه

دوران همه در دست و تو در حسرت درمان
عالم همه دامست و تو در فکرت دانه

حیفست تو در بادیه وز بیم حرامی
بی وصل حرم مرده و حج بر در خانه

خواجو سخن از کعبه و بتخانه چه گوئی
خاموش که این جمله فسونست و فسانه

رو عارف خود باش که در عالم معنی
مقصود توئی کعبه و بتخانه بهانه
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۲۱ - ای خوشه چین سنبل پرچینت سنبله
گوهر بعدی:غزل ۸۲۳ - پرواز کن ای مرغ و بگلزار فرود آی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.