هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، به ستایش معشوق و بیان احساسات شاعرانه می‌پردازد. شاعر از معشوق به عنوان شمع، سرو، آیت رحمت، آب حیات و گل خندان یاد می‌کند و از فراق و درد عشق سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مفاهیم به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی بیشتری نیاز دارند.

غزل ۸۴۵ - ای شمع چگل دوش در ایوان که بودی

ای شمع چگل دوش در ایوان که بودی
وی سرو روان دی بگلستان که بودی

وی آیت رحمت که کست شرح نداند
کی بود نزول تو و در شان که بودی

چون صبح برآمد به سر بام که رفتی
چون شام در آمد بشبستان که بودی

کین بر که کشیدی و کمان بر که گشادی
قلب که شکستی و بمیدان که بودی

ای کام روانم لب چون آب حیاتت
در ظلمت شب چشمهٔ حیوان که بودی

دیشب که مرا جان و دل از داغ تو می‌سوخت
آرام دل و آرزوی جان که بودی

برطرف چمن بلبل خوش خوان که گشتی
درصحن گلستان گل خندان که بودی

تا از دل و جان زان تو گشتیم چو خواجو
آخر بنگوئی که تو خود زان که بودی
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۴۴ - گر آن مه در نظر بودی چه بودی
گوهر بعدی:غزل ۸۴۶ - هیچ شکر چو آن دهان دیدی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.