هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه از خواجوی کرمانی، بیانگر درد و رنج عشق، شکایت از بی‌اعتنایی معشوق، وصف جمال و کرشمه‌های او، و همچنین اشاره‌هایی به مفاهیم عرفانی مانند تسلیم در برابر تقدیر و درمان‌ناپذیری درد عشق است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده یا سنگین باشد.

غزل ۸۹۱ - کامت اینست که هر لحظه ز پیشم رانی

کامت اینست که هر لحظه ز پیشم رانی
وردت اینست که بیگانهٔ خویشم خوانی

پادشاهان بگناهی که کسی نقل کند
برنگیرند دل از معتقدان جانی

گر نخواهی که چراغ دل تنگم میرد
آستین بر من دلسوخته چند افشانی

دل ما بردی و گوئی که خبر نیست مرا
پرده اکنون که دریدی ز چه می‌پوشانی

ابرویت بین که کشیدست کمان بر خورشید
هیچ حاجب نشنیدیم بدین پیشانی

چند خیزی که قیامت ز قیامت برخاست
چه بود گر بنشینی و بلا بنشانی

هیچ پنهان نتوان دید بدان پیدائی
هیچ پیدا نتوان یافت بدان پنهانی

یک سر موی تو گر زانکه بصد جان عزیز
همچو یوسف بفروشند هنوز ارزانی

عار دارند اسیران تو از آزادی
ننگ دارند گدایان تو از سلطانی

هیچ دانی که چرا پسته چنان می‌خندد
زانکه گفتم که بدان پسته دهن می‌مانی

ای طبیب از سر خواجو ببر این لحظه صداع
که نه دردیست محبت که تو درمان دانی

چند گوئی که دوای دل ریشت صبرست
ترک درمان دلم کن که در آن درمانی
کانال گوهرین در ایتا
۶۰۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۹۰ - برو ای باد بهاری بدیاری که تو دانی
گوهر بعدی:غزل ۸۹۲ - به سر ماه فکنده طیلسانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.