هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عراقی، توصیف کننده عشق و شیفتگی شاعر به معشوق است. او از زیبایی چشمان، ابروان، زلف و لب معشوق سخن میگوید و بیان میکند که این زیباییها باعث فتنه و آشوب در جهان شده است. شاعر از ناامیدی و دلشکستگی خود میگوید و اینکه معشوق دیگران را بر صدر نشانده، اما او را بر آستان انداخته است.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فتنه و دلشکستگی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۱۰ - به یک گره که دو چشمت بر ابروان انداخت
به یک گره که دو چشمت بر ابروان انداخت
هزار فتنه و آشوب در جهان انداخت ۱
فریب زلف تو با عاشقان چه شعبده ساخت؟
که هر که جان و دلی داشت در میان انداخت ۲
دلم، که در سر زلف تو شد، توان گه گه
ز آفتاب رخت سایهای بر آن انداخت ۳
رخ تو در خور چشم من است، لیک چه سود
که پرده از رخ تو برنمیتوان انداخت ۴
حلاوت لب تو، دوش، یاد میکردم
بسا شکر که در آن لحظه در دهان انداخت ۵
من از وصال تو دل برگرفته بودم، لیک
زبان لطف توام باز در گمان انداخت ۶
قبول تو دگران را به صدر وصل نشاند
دل شکستهٔ ما را بر آستان انداخت ۷
چه قدر دارد، جانا، دلی؟ توان هردم
بر آستان درت صدهزار جان انداخت ۸
عراقی از دل و جان آن زمان امید برید
که چشم جادوی تو چین در ابروان انداخت ۹
هزار فتنه و آشوب در جهان انداخت ۱
فریب زلف تو با عاشقان چه شعبده ساخت؟
که هر که جان و دلی داشت در میان انداخت ۲
دلم، که در سر زلف تو شد، توان گه گه
ز آفتاب رخت سایهای بر آن انداخت ۳
رخ تو در خور چشم من است، لیک چه سود
که پرده از رخ تو برنمیتوان انداخت ۴
حلاوت لب تو، دوش، یاد میکردم
بسا شکر که در آن لحظه در دهان انداخت ۵
من از وصال تو دل برگرفته بودم، لیک
زبان لطف توام باز در گمان انداخت ۶
قبول تو دگران را به صدر وصل نشاند
دل شکستهٔ ما را بر آستان انداخت ۷
چه قدر دارد، جانا، دلی؟ توان هردم
بر آستان درت صدهزار جان انداخت ۸
عراقی از دل و جان آن زمان امید برید
که چشم جادوی تو چین در ابروان انداخت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۶۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹ - دیدی چو من خرابی افتاده در خرابات
گوهر بعدی:غزل ۱۱ - چو آفتاب رخت سایه بر جهان انداخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.