هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از وضعیت نابسامان خود میگوید که از مسجد و خانقاه دور افتاده و در میکدهها گرفتار شده است. او از دست دادن دل و دین، تنهایی، و بیکسی خود را توصیف میکند و از این که هیچ کس برای همدردی یا کمک به او نیامده، شکایت دارد. با این حال، در پایان، با امیدواری از تغییر حال خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و احساسی عمیق مانند تنهایی، ناامیدی و امیدواری است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، اشاره به مکانهایی مانند میکده ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۹ - دیدی چو من خرابی افتاده در خرابات
دیدی چو من خرابی افتاده در خرابات
فارغ شده ز مسجد وز لذت مباحات ۱
از خانقاه رفته، در میکده نشسته
صد سجده کرده هر دم در پیش عزی ولات ۲
در باخته دل و دین، مفلس بمانده مسکین
افتاده خوار و غمگین در گوشهٔ خرابات ۳
نی همدمی که با او یک دم دمی برآرد
نی محرمی که یابد با وی دمی مراعات ۴
نی هیچ گبری او را دستی گرفت روزی
نی کرده پایمردی با او دمی مدارات ۵
دردش ندید درمان، زخمش نجست مرهم
در ساخته به ناکام با درد بیمداوات ۶
خوش بود روزگاری بر بوی وصل یاری
هم خوشدلیش رفته، هم روزگار، هیهات! ۷
با این همه، عراقی، امیدوار میباش
باشد که به شود حال، گردنده است حالات ۸
فارغ شده ز مسجد وز لذت مباحات ۱
از خانقاه رفته، در میکده نشسته
صد سجده کرده هر دم در پیش عزی ولات ۲
در باخته دل و دین، مفلس بمانده مسکین
افتاده خوار و غمگین در گوشهٔ خرابات ۳
نی همدمی که با او یک دم دمی برآرد
نی محرمی که یابد با وی دمی مراعات ۴
نی هیچ گبری او را دستی گرفت روزی
نی کرده پایمردی با او دمی مدارات ۵
دردش ندید درمان، زخمش نجست مرهم
در ساخته به ناکام با درد بیمداوات ۶
خوش بود روزگاری بر بوی وصل یاری
هم خوشدلیش رفته، هم روزگار، هیهات! ۷
با این همه، عراقی، امیدوار میباش
باشد که به شود حال، گردنده است حالات ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸ - مست خراب یابد هر لحظه در خرابات
گوهر بعدی:غزل ۱۰ - به یک گره که دو چشمت بر ابروان انداخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.