هوش مصنوعی: شاعر (عراقی) از شکستن توبه و عشق به معشوق می‌گوید. او از دلباختگی، مستی، و رهایی از قیدوبندهای دنیوی سخن می‌گوید و خود را در میخانه و پای ساقی می‌یابد. این متن بیانگر شوریدگی عاشقانه و رهایی از تعلقات دنیاست.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه‌ای است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال نامفهوم باشد. همچنین، اشاره‌هایی به مستی و خرابات دارد که درک آن‌ها به بلوغ فکری نیاز دارد.

غزل ۱۲ - عراقی بار دیگر توبه بشکست

عراقی بار دیگر توبه بشکست
ز جام عشق شد شیدا و سرمست ۱

پریشان سر زلف بتان شد
خراب چشم خوبان است پیوست ۲

چه خوش باشد خرابی در خرابات
گرفته زلف یار و رفته از دست ۳

ز سودای پریرویان عجب نیست
اگر دیوانه‌ای زنجیر بگسست ۴

به گرد زلف مهرویان همی گشت
چو ماهی ناگهان افتاد در شست ۵

به پیران سر، دل و دین داد بر باد
ز خود فارغ شد و از جمله وارست ۶

سحرگه از سر سجاده برخاست
به بوی جرعه‌ای زنار بربست ۷

ز بند نام و ننگ آنگه شد آزاد
که دل را در سر زلف بتان بست ۸

بیفشاند آستین بر هردو عالم
قلندروار در میخانه بنشست ۹

لب ساقی صلای بوسه در داد
عراقی توبهٔ سی‌ساله بشکست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۵۵۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱ - چو آفتاب رخت سایه بر جهان انداخت
گوهر بعدی:غزل ۱۳ - ساقی قدحی شراب در دست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.