هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید و از فراق و درد ناشی از آن شکایت میکند. او از زیباییهای معشوق مانند رخسار، زلف و غمزههایش یاد میکند و آرزو میکند که معشوق به او توجه کند. شاعر همچنین از بیتوجهی معشوق و رنج ناشی از آن مینالد و تأکید میکند که عشق او عمیق و صادقانه است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته در شعر ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی داشته باشد.
غزل ۲۳ - ندیدهام رخ خوب تو، روزکی چند است
ندیدهام رخ خوب تو، روزکی چند است
بیا، که دیده به دیدارت آرزومند است ۱
به یک نظاره به روی تو دیده خشنود است
به یک کرشمه دل از غمزهٔ تو خرسند است ۲
فتور غمزهٔ تو خون من بخواهد ریخت
بدین صفت که در ابرو گره درافکند است ۳
یکی گره بگشای از دو زلف و رخ بنمای
که صدهزار چو من دلشده در آن بند است ۴
مبر ز من، که رگ جان من بریده شود
بیا، که با تو مرا صدهزار پیوند است ۵
مرا چو از لب شیرین تو نصیبی نیست
از آن چه سود که لعل تو سر به سرقند است؟ ۶
کسی که همچو عراقی اسیر عشق تو نیست
شب فراق چه داند که تا سحر چند است؟ ۷
بیا، که دیده به دیدارت آرزومند است ۱
به یک نظاره به روی تو دیده خشنود است
به یک کرشمه دل از غمزهٔ تو خرسند است ۲
فتور غمزهٔ تو خون من بخواهد ریخت
بدین صفت که در ابرو گره درافکند است ۳
یکی گره بگشای از دو زلف و رخ بنمای
که صدهزار چو من دلشده در آن بند است ۴
مبر ز من، که رگ جان من بریده شود
بیا، که با تو مرا صدهزار پیوند است ۵
مرا چو از لب شیرین تو نصیبی نیست
از آن چه سود که لعل تو سر به سرقند است؟ ۶
کسی که همچو عراقی اسیر عشق تو نیست
شب فراق چه داند که تا سحر چند است؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۷۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲ - چنین که حال من زار در خرابات است
گوهر بعدی:غزل ۲۴ - جانا، نظری، که دل فگار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.