هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عراقی بیانگر حالات دلباختگی و عشق عمیق است. شاعر از دیدهٔ دل سخن میگوید و حالات مستی و شیفتگی خود را توصیف میکند. او با وجود دوری از معشوق، دست از عاشقی برنمیدارد و خود را مطیع فرمان یار میداند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۵ - دل، چو در دام عشق منظور است
دل، چو در دام عشق منظور است
دیده را جرم نیست، معذور است ۱
ناظرم در رخت به دیدهٔ دل
گرچه از چشم ظاهرم دور است ۲
از شراب الست روز وصال
دل مستم هنوز مخمور است ۳
دست ازین عاشقی نمیدارد
دایم از یار اگرچه مهجور است ۴
حال آشفته بر رخش فاش است
شعله و نار پرتو نور است ۵
حکم داری به هر چه فرمایی
که عراقی مطیع و مامور است ۶
دیده را جرم نیست، معذور است ۱
ناظرم در رخت به دیدهٔ دل
گرچه از چشم ظاهرم دور است ۲
از شراب الست روز وصال
دل مستم هنوز مخمور است ۳
دست ازین عاشقی نمیدارد
دایم از یار اگرچه مهجور است ۴
حال آشفته بر رخش فاش است
شعله و نار پرتو نور است ۵
حکم داری به هر چه فرمایی
که عراقی مطیع و مامور است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴ - جانا، نظری، که دل فگار است
گوهر بعدی:غزل ۲۶ - ساز طرب عشق که داند که چه ساز است؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.