هوش مصنوعی:
این شعر از عراقی بیانگر ناامیدی و غم عمیق شاعر از زندگی است. او از نبود شادی و آرامش در درون انسان مینالد و مرگ را به عنوان رهایی از این رنج میخواند. شاعر از غمهای دنیوی و بیثباتی زندگی شکایت دارد و به دنبال آرامش و همدمی میگردد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی، ناامیدی و مرگ است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک این مفاهیم نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.
غزل ۶۵ - دل، دولت خرمی ندارد
دل، دولت خرمی ندارد
جان، راحت بیغمی ندارد ۱
دردا! که درون آدمی زاد
آسایش و خرمی ندارد ۲
از راحتهای این جهانی
جز غم دل آدمی ندارد ۳
ای مرگ، بیا و مردمی کن
این غم سر مردمی ندارد ۴
وی غم، بنشین، که شادمانی
با ما سر همدمی ندارد ۵
وی جان، ز سرای تن برون شو
کین جای تو محکمی ندارد ۶
منشین همه وقت با عراقی
کاهلیت محرمی ندارد ۷
جان، راحت بیغمی ندارد ۱
دردا! که درون آدمی زاد
آسایش و خرمی ندارد ۲
از راحتهای این جهانی
جز غم دل آدمی ندارد ۳
ای مرگ، بیا و مردمی کن
این غم سر مردمی ندارد ۴
وی غم، بنشین، که شادمانی
با ما سر همدمی ندارد ۵
وی جان، ز سرای تن برون شو
کین جای تو محکمی ندارد ۶
منشین همه وقت با عراقی
کاهلیت محرمی ندارد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۶۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۴ - بیا، کاین دل سر هجران ندارد
گوهر بعدی:غزل ۶۶ - راحت سر مردمی ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.